یادداشت

نو فروشانیم و این بازار ماست

نویسنده: سیدجواد سیدپور شماره: 34
بزرگ‌ترین مشخصه دوران ما نه خود تغییرات که «سرعت تغییرات» است. در عصر پتافلاپ(هزار تریلیون عمل ریاضی در ثانیه) و تابش لیزر ترون در حد زپتو ثانیه(میلیاردم تریلیونیم ثانیه) سرعت تحولات در بنیادهای دانش بشر به تندترین و سریع‌ترین شتابی رسیده که تاکنون تاریخ به خود دیده است...
  اقتصاد زپتو ثانیه‌ای !
بزرگ‌ترین مشخصه دوران ما نه خود تغییرات که «سرعت تغییرات» است. در عصر پتافلاپ(هزار تریلیون عمل ریاضی در ثانیه) و تابش لیزر ترون در حد زپتو ثانیه(میلیاردم تریلیونیم ثانیه) سرعت تحولات در بنیادهای دانش بشر به تندترین و سریع‌ترین شتابی رسیده که تاکنون تاریخ به خود دیده است. ما وارد دوران سرسام زمان شده‌ایم! دورانی که سرعت تغییرات حتی مجال شمارش به ما نمی‌دهد. در چنین دنیایی نه‌فقط فرآورده‌های اقتصادی که بنیادهای آن نیز تغییر می‌کنند. چراکه نیمه‌عمر علم به پایین‌ترین حد خود رسیده است. بر اساس پیش‌بینی یونسکو نیمه‌عمر علم در ابتدای قرن جدید شمسی یعنی کمتر از 5 سال دیگر به سه هفته کاهش می‌یابد! به‌عبارت‌دیگر تا 5 سال آینده هر سه هفته، نیمی از علم بشر زیر و رو و ظرف کمتر از 45 روز کل علم بشر کهنه می‌شود! چراکه سرعت یافته‌های جدید و نقض آنچه تاکنون درست می‌پنداشتیم، به‌قدری زیاد شده که هر45 روز یک‌بار دوباره باید مدارک و مدارج علمی‌مان را نو کنیم! تصور کنید دنیایی را که ما را مجبور کند هر 45 روز یک‌بار، یک لیسانس جدید بگیریم تا بتوانیم درک درستی از جهان داشته باشیم! قدرت نو شوندگی و سرعت فرسودگی فقط در یافته‌های علمی خلاصه نمی‌شود بلکه تأثیر مستقیم و سریعی بر اقتصاد، کسب‌وکار، معیشت، اشتغال و آینده همه ما دارد. اقتصاد دانش‌بنیان در زهدان چنین جهانی است که شروع به معماری تازه جهان ما کرده است. از این نظر اقتصاد دانش‌بنیان یک انتخاب نیست یک اجبار و یک ضرورت است. آنانی که با اقتصاددانش بنیان به‌مثابه زینت المجالس سخنرانی‌ها و فخرفروشی‌های علمی خود برخورد می‌کنند و یا بالمره از آن غفلت می‌ورزند درک درستی از قدرت تغییرات جهان جدید ندارند. غفلت از اقتصاد دانش‌بنیان که در حال هژمونی کامل بر همه زمینه‌های اقتصادی جهان است گسل توسعه‌نیافتگی در ایران را به عظیم‌ترین حد تاریخی خود خواهد رساند و نسل‌های پسینی را در دام فقر گرفتار خواهد ساخت. تأکیدات مقام معظم رهبری در طول سال‌های گذشته برای توجه بیشتر مردم و مسئولین بر اقتصاد دانش‌بنیان به‌عنوان کلید رمز اقتصاد مقاومتی، ناشی از شناخت عمیق ایشان از دگرگونی بنیادین درکانون‌های تولید ثروت ملی است.درست مبتنی بر این خواست استراتژیک ملی است که ما نیز تلاش خواهیم کرد رسانه عصر خویش باشیم.

 ثروتی به نام انگیزه حیات
آنچه یک ملت را به رفاه می‌رساند صرفاً داشتن چاه نفت، معادن غنی و یا سرزمینی حاصل خیز نیست، آنچه مایه پیشرفت یک ملت می‌شود«انگیزه حیات وشور زندگی است». وقتی شور زندگی باشد ساختن شروع و «خستگی‌ناپذیری»، عرف عام می‌شود. «ماریسا مایر» مدیر کنونی یاهو که زمانی در گوگل کار می‌کرد از روزهایی می‌گوید که هفته‌ای 130ساعت کار می‌کرده است! به عبارتی یکی از بزرگ‌ترین کمپانی‌های عصر ما، برخی نیروهایش هفته‌ای 130 ساعت یا به تعبیری روزانه بیش از18 ساعت(؟!) -بله 18 ساعت- کار می‌کردند و به گفته خودشان لااقل در هفته یک‌شب اصلاً نمی‌خوابیدند و تنها 30 ساعت در هفته به خواب و استراحت می‌پرداختند! او می‌گوید یکی از ارزش‌هایی که از این شرکت آموخته «سخت کار کردن» است. سخت کارکردن را بیاموزیم.

 نوآوری بی‌رحم است!
در جهان پرشتاب کنونی شرکتی مانند کداک که نخستین بار دوربین‌های دیجیتال را تولید کرد خودش قربانی نوآوری‌های جدیدتر و بیشتر در دوربین‌های دیجیتال شد و ورشکست گشت. این شرکت زمانی که در اوج بود بیش از 140هزار پرسنل و28 میلیارد دلار ارزش داشت. یا شرکتی که اولین ایمیل‌های شخصی را بر بستر وب در اختیار همه جهانیان قرارداد و بسیاری حتی اینترنت را با او می‌شناختند در برابر تغییرات سریعی که «خلاقان باهوش» رقیب ایجاد کردند توان رقابتی خود را از دست داد و نهایتاً به فروش رسید (یاهو). شرکت «سونی» که روزگاری با ارائه‌ی واکمن پرطرفدارترین کالای الکتریکی تاریخ را ساخت، پیشگامی را در بسیاری از عرصه‌ها ازدست‌داده و گوشی‌های نوکیا که کمتر از یک دهه پیش حاکمیت مطلقی بر بازار موبایل داشتند عرصه را به رقبا واگذار کردند. در ایران نیز این روند به‌درستی قابل‌رؤیت است. شرکت‌های اندک موج چهارمی عرصه را بر بسیاری از کسب‌وکارها تنگ کرده‌اند و جوانان باهوش در حال خلق کسب‌وکارهایی هستند که سنت‌های قدیمی بازار را به‌شدت با چالش مواجه ساخته است. شرکت‌های ایرانی که بر بستر وب به خرده‌فروشی می‌پردازند در سال گذشته مالی فروش 5000 میلیارد تومانی را تجربه کرده‌اند که از بسیاری از شرکت‌ها و کارخانه‌های بزرگ موج دومی بیشتر است بدون اینکه به وام بانکی، یارانه، پول نفت یا رانت دولتی متکی باشند. بازارچه یک شهر مرزی (بانه) کسب‌وکار پیرمردهای «امین‌حضور» با سرقفلی‌های گران‌قیمت مغازه‌هایشان را در سایه قرار داده و نوآوری درفروش، حتی به سنتی‌ترین، ارزان‌ترین و در دسترس ترین کالای خوراکی خانوار یعنی نان رسیده است و دیر نیست که در اکوسیستم ایرانی کسب‌وکار، نوآوری‌ها در همه عرصه ها هرروز بیشتر و بیشتر و جا را بر رقبا تنگ‌تر و تنگ‌تر کند.

 با دایناسور درونمان چه کنیم؟
نو آوری یعنی پذیرش تغییر اما با تغییر چه کنیم؟ دکتر لشکربلوکی مطلبی نوشته با این عنوان:« شما چقدر دایناسورید؟» او ادامه داده:« اینکه ما از تغییرات می‌ترسیم یا در مواجهه با آن‌ها شروع به غر زدن یا هر رفتار واکنشی دیگری می‌کنیم، نشان از آن است که بخشی از ذهن ما متعلق به دایناسور درون ماست و این دایناسور خوب یا بد، بسیاری از فرصت‌های زندگی را خواهد گرفت. درون همه ما (چه یک انسان باشیم چه یک سازمان و چه یک کشور) یک دایناسور وجود دارد. دایناسوری که باورش نمی‌شود دنیا عوض‌شده است و خودش نیز باید عوض شود. چه باید کرد؟ باید دایناسور وجودمان را متقاعد کنیم که باید تغییر کنیم وگرنه منقرض خواهیم شد. سازمان‌های بسیاری ورشکست شده‌اند و به تاریخ پیوسته‌اند و تمدن‌های بسیار منقرض‌شده‌اند و ما نیز می‌توانیم یکی از آن‌ها باشیم مگر آنکه دایناسور وجودمان را به تغییر واداریم». تغییر سخت است اما تنها راه‌حل است. درواقع گزینه دیگری وجود ندارد. راز بقا کشتن دایناسور درون است و درون هرکس مرکز بی‌پایان جوشش ثروت است. تمام شاهراه‌ها و شاهکارهای جهان برونی از کوره‌راه‌های درونی نشأت می‌گیرند، پس باید تغییر کرد. ما نیز تغییر را برگزیده‌ایم؛ در فرم، در شکل و در محتوا و رسانه فردا خواهیم بود نه امروز و نه دیروز. در این راه‌دست یاری همه‌کسانی که در دیدن آفتاب این افق با ما هم نظر هستند و دلشان برای پیشرفت کشور می‌تپد به گرمی می‌فشاریم و می‌گوییم این آغاز تغییر ماست فرجامش نیست.